پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۸

برای دیدن رویت خوش است بینایی

ز بهر نام تو آید به کار گویایی

نشسته بر در گوش است جان ما شب و روز

بدان هوس که اشارت بدو چه فرمایی

ز حسن روی تو رضوان امید می‌دارد

که روز حشر مگر روضه را بیارایی

چو در بهشت روی می‌نگر در آب حیات

ببین مشاهده خویش تا بیاسایی

ز حسن یوسف اگر دست پاره می‌کردند

که را بود حرکت گر تو روی بنمایی

خیال روی تو از پیش دیده خالی نیست

تو نیز بی‌خبری زان که همره مایی

درین حدیث من از غیرتت همی‌ترسم

که در گشادن رازم عتاب فرمایی

میسرت نشود ای همام در مستی

که احتراز نمایی و راز نگشایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۰گلستانی و ما مستان بویی
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.