پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۵

از تشنگی بمردم ای آب زندگانی

چون نیستی در آتش احوال ما چه دانی

ما را اگر نخوانی سلطان وقت خویشی

درویش را همین بس کز پیش در نرانی

این نوبهار خوبی تا جاودان نماند

دریاب عاشقان را کامروز می‌توانی

با دوستان همدم با همدمان محرم

گر یک نفس برآری آن است زندگانی

منگر در آب ترسم گر روی خود ببینی

پروای ما نداری حیران خود بمانی

خوش‌بوتر از نسیمی در صبح نوبهاری

شیرین‌تر از حیاتی در موسم جوانی

ما را اگر تو باشی ملک جهان چه باشد

این است پادشاهی و اقبال و کامرانی

بر رهگذر که آیی بنگر به زیر چشمم

وه گر بود سلامی در زیر لب نهانی

یک دم وصال رویت بی زحمت رقیبان

پیش همام خوشتر از عیش جاودانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۷ای نور دیده و دل از دیده‌ها نهانی
  2. شمارهٔ ۲۰۸بشنو ز نی سماعی به زبان بی‌زبانی
  3. شمارهٔ ۲۰۹به جای هر سر مویی گرم بود جانی
  4. شمارهٔ ۲۱۰ز بهر تو باید مرا زندگانی
  5. شمارهٔ ۲۱۱در غیرتم که با خود همراز و همنشینی
  6. شمارهٔ ۲۱۲پیک مبارک است نسیم سحرگهی
  7. شمارهٔ ۲۱۳ای آفتاب خوبان وی آیت الهی
  8. شمارهٔ ۲۱۴می‌کند بوی تو با باد صبا همراهی
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.