پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۳

مباد دل ز هوای تو یک زمان خالی

که اعتبار ندارد تنی ز جان خالی

همای عشق تو را هست آشیان دل من

مباد سایه آن مرغ از آشیان خالی

در آن جهان نبود مایه هیچ جانی را

که ز اشتیاق تو باشد در این جهان خالی

ز غیرتی که مرا بر سگان کوی تو هست

کنم همیشه زمینش ز استخوان خالی

بقای روی تو بادا که عالم افروزست

اگر شود ز مه و مهر آسمان خالی

به هیچ دل ز بیانم حلاوتی نرسد

گر از حدیث تو باشد دمی زبان خالی

کدام فایده باشد همام را ز زبان

چو باشد از سخن یار مهربان خالی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۵از تشنگی بمردم ای آب زندگانی
  2. شمارهٔ ۲۰۶الا ای ماه کنعانی برآ از چاه ظلمانی
  3. شمارهٔ ۲۰۷ای نور دیده و دل از دیده‌ها نهانی
  4. شمارهٔ ۲۰۸بشنو ز نی سماعی به زبان بی‌زبانی
  5. شمارهٔ ۲۰۹به جای هر سر مویی گرم بود جانی
  6. شمارهٔ ۲۱۰ز بهر تو باید مرا زندگانی
  7. شمارهٔ ۲۱۱در غیرتم که با خود همراز و همنشینی
  8. شمارهٔ ۲۱۲پیک مبارک است نسیم سحرگهی
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.