پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

بگذشت بر نظارگان نگذاشت در قالب دلی

از حسن او پر دیده‌ام این شیوه در هر منزلی

چون باد بر ما بگذرد بر جانب ما ننگرد

آرام دل‌ها می برد وصل چنین مستعجلی

دل‌هاست در غوغای او سرها پر از سودای او

افشانده خاک پای او در دیده هر صاحب‌دلی

هستند مقبولان او در عشق مقتولان او

قابل نشد این لطف را جز نیک‌بختی مقبلی

در بحر عشقش عاشقان کردند کشتی‌ها روان

بیرون نیامد زان میان یک تخته‌ای برساحلی

رسم است بر دیوانگان زنجیر و زلف یار ما

اندر سلاسل می‌کشد هر جا که بیند عاقلی

حسن جهانگیرش نگر بگرفته عالم سر به سر

ز افسانه سودای او خالی نیابی محفلی

مرغان او را در قفس باشد همیشه این هوس

کز گلستانش یک نفس باد آورد بوی گلی

باشد همام از بوی او مشغول گفت و گوی او

بی بوی جان آویز او پیدا نیابی بلبلی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲ای خواب که می‌بینمت از بهر خیالی
  2. شمارهٔ ۲۰۳مباد دل ز هوای تو یک زمان خالی
  3. شمارهٔ ۲۰۴کو جوانی تا فدای عشق خوبان کردمی
  4. شمارهٔ ۲۰۵از تشنگی بمردم ای آب زندگانی
  5. شمارهٔ ۲۰۶الا ای ماه کنعانی برآ از چاه ظلمانی
  6. شمارهٔ ۲۰۷ای نور دیده و دل از دیده‌ها نهانی
  7. شمارهٔ ۲۰۸بشنو ز نی سماعی به زبان بی‌زبانی
  8. شمارهٔ ۲۰۹به جای هر سر مویی گرم بود جانی
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.