پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

به یک کرشمه توانی که کار ما سازی

ولی به چارۀ بیچارگان نپردازی

در آرزوی خیالت غلام خوابم من

خنک کسی که تواش همنشین و همرازی

عیار مهر تو یک ذره کم نگردانم

اگر به بوته عشقم چو سیم بگدازی

چو ما به دیدن رویت ز دور خرسندیم

نسیم با سر زلفت چرا کند بازی

به دست باد صبا زلف خویش باز مده

که هست عادت آن هرزه‌گرد غمازی

مکن تفرج سرو سهی همان خوشتر

که عشق با قد و بالای خویشتن بازی

به گل بگو که ز رویم خجل نمی‌گردی

که در میان ریاحین به حسن می‌نازی

پیام ده سوی بلبل که با وجود همام

روا بود که سخن‌های عشق پردازی

همام را سخن دل فریب و شیرین است

ولی چه سود که بیچاره نیست شیرازی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸در آرزوی تو گشتم به هر دیار بسی
  2. شمارهٔ ۱۹۹نه چنان مست و خرابم ز دو چشم ساقی
  3. شمارهٔ ۲۰۰بگذشت بر نظارگان نگذاشت در قالب دلی
  4. شمارهٔ ۲۰۱اکنون که نیست ما را با دوستان وصالی
  5. شمارهٔ ۲۰۲ای خواب که می‌بینمت از بهر خیالی
  6. شمارهٔ ۲۰۳مباد دل ز هوای تو یک زمان خالی
  7. شمارهٔ ۲۰۴کو جوانی تا فدای عشق خوبان کردمی
  8. شمارهٔ ۲۰۵از تشنگی بمردم ای آب زندگانی
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.