پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۷

کیست کاین فتنه نشاند که تو می‌آغازی

کیست بر روی زمین کش تو نمی‌اندازی

نیست در جمله جهان مثل تو صاحب حسنی

چشم را گوی که زو دیده‌ام این غمازی

پیش از آن کز غم تو خانه بپردازد دل

خوش بود گر نفسی با دل من پردازی

همچو نایم به دم و ناله بسی داشته‌اند

چه بود نیز چو چنگم نفسی بنوازی

گر شود جمله جهان خصم مپندار که دست

دارم از دامنت ای دوست به بازی بازی

ذره‌ای کم نکنم در هوست هیچ عیار

گر صدم بار چو زر در غم خود بگدازی

نازنینی و شد اندر سر ناز تو همام

شد حقیقت که بدان روی نکو می‌نازی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۹نه چنان مست و خرابم ز دو چشم ساقی
  2. شمارهٔ ۲۰۰بگذشت بر نظارگان نگذاشت در قالب دلی
  3. شمارهٔ ۲۰۱اکنون که نیست ما را با دوستان وصالی
  4. شمارهٔ ۲۰۲ای خواب که می‌بینمت از بهر خیالی
  5. شمارهٔ ۲۰۳مباد دل ز هوای تو یک زمان خالی
  6. شمارهٔ ۲۰۴کو جوانی تا فدای عشق خوبان کردمی
  7. شمارهٔ ۲۰۵از تشنگی بمردم ای آب زندگانی
  8. شمارهٔ ۲۰۶الا ای ماه کنعانی برآ از چاه ظلمانی
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.