پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۱

چو بالای تو گر سروی میان بوستانستی

از آن سرو سهی بستان بهشت جاودانستی

ز وصف یک سر مویت شدی عاجز بیان من

به جای هر سر مویی مرا گر صد زبانستی

همی‌خواهم که او با من کند یاری چو جان با تن

جهان ما را جنانستی گر او ما را چنانستی

به روی عالم‌آرایش که گر خاک کف پایش

سرم را دست می‌دادی به جان هم رایگانستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۳چون بگذرد به شهر چنین سرو قامتی
  2. شمارهٔ ۱۸۴گفت از برای چیدن گل در چمن شدی
  3. شمارهٔ ۱۸۵بر دل از زلف چو زنجیر تو دارم بندی
  4. شمارهٔ ۱۸۶توبه کردم که نخوانم دگرت ماه و پری
  5. شمارهٔ ۱۸۷شب دوشینه خیالت به عیادت سحری
  6. شمارهٔ ۱۸۸ای باد نو بهاری بوی بهشت داری
  7. شمارهٔ ۱۸۹ای نسیم سحری هیچ سر آن داری
  8. شمارهٔ ۱۹۰ترسا بچه‌ای ناگه بر کف می گلناری
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.