پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۹

ماه رویا دوش عزم جام و ساغر کرده‌ای

خواب دوشین در کنار یار دیگر کرده‌ای

دشمنم را تا سحرگه شمع مجلس بوده‌ای

وز فروغ چهره ایوانش منور کرده‌ای

حلقه‌های زلف را یک یک زهم بگشوده‌ای

بزم را از نکهت عنبر معنبر کرده‌ای

تا نگردد همدمت از تلخی می ترش‌روی

زان لب شیرین دهانش پر ز شکّر کرده‌ای

دوستان را بر سر می هر کسی یاد آورد

دوش گویی با حریفان یاد چاکر کرده‌ای

نرگست امروز با رویت گواهی می‌دهد

کانچه می‌گویم شب دوش ای سمن‌بر کرده‌ای

از همام احوال دوشین را نمی‌یاری نهفت

کودکی این شیوه پندارم که کمتر کرده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۱چو بالای تو گر سروی میان بوستانستی
  2. شمارهٔ ۱۸۲گر دلم را اشتیاق روی یاران نیستی
  3. شمارهٔ ۱۸۳چون بگذرد به شهر چنین سرو قامتی
  4. شمارهٔ ۱۸۴گفت از برای چیدن گل در چمن شدی
  5. شمارهٔ ۱۸۵بر دل از زلف چو زنجیر تو دارم بندی
  6. شمارهٔ ۱۸۶توبه کردم که نخوانم دگرت ماه و پری
  7. شمارهٔ ۱۸۷شب دوشینه خیالت به عیادت سحری
  8. شمارهٔ ۱۸۸ای باد نو بهاری بوی بهشت داری
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.