پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵

ای صبا آنچه شنیدی ز لب یار بگو

عاشقان محرم رازند نه اغیار بگو

هم تو داری خبر از زلف گره بر گره‌اش

پیش ما قصهٔ دل‌های گرفتار بگو

شرح غارتگری زلف دلاویز بکن

وصف خونریزی آن نرگس عیار بگو

همه از فتنه و آشوب نخواهم پرسید

نکته‌ای زان لب شیرین شکربار بگو

گوش را چون که ز پیغام نصیبی دادی

کی بود چشم مرا وعدهٔ دیدار بگو

چون حکایت کنی از دوست من از غایت شوق

با تو صد بار بگویم که دگر بار بگو

تا که از شرم گل از غنچه نیاید بیرون

صفت روی دلارام به گلزار بگو

تا دگر سرو ننازد به خرامیدن خویش

سخنی با وی از آن قامت و رفتار بگو

ای صبا بنده‌نوازی کن و احوال همام

وقت فرصت همه در بندگی یار بگو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷اگر نه روی تو باشد کجا برم دنیی
  2. شمارهٔ ۱۷۸بدین ملاحت و حسن و لطافت و معنی
  3. شمارهٔ ۱۷۹ماه رویا دوش عزم جام و ساغر کرده‌ای
  4. شمارهٔ ۱۸۰باز ای مطرب حدیثی در میان انداختی
  5. شمارهٔ ۱۸۱چو بالای تو گر سروی میان بوستانستی
  6. شمارهٔ ۱۸۲گر دلم را اشتیاق روی یاران نیستی
  7. شمارهٔ ۱۸۳چون بگذرد به شهر چنین سرو قامتی
  8. شمارهٔ ۱۸۴گفت از برای چیدن گل در چمن شدی
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.