پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۸

ای سواد زلف تو سودای من

روی تو خورشید مهرافزای من

دل میان زلفت و من ره‌نشین

فرق بین از جای او تا جای من

فتنه همسایگان شب تا سحر

در میان کوی تو غوغای من

از وصالت گر چه محرومم خوش است

با خیالت عشق‌بازی‌های من

دل به پیری هم جوانی می‌کند

وه ز دست این دل برنای من

لایق حسن جهانگیر تو نیست

جز سخن‌های جهان‌پیمای من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰دارم امید وصل تمنای من ببین
  2. شمارهٔ ۱۷۱حدیث زلف و خال و چشم و ابرو
  3. شمارهٔ ۱۷۲کشم نقد جان را به بازار او
  4. شمارهٔ ۱۷۳چون منی را کی رسد روی جهان‌آرای تو
  5. شمارهٔ ۱۷۴پاک‌چشمانند مرد روی تو
  6. شمارهٔ ۱۷۵ای صبا آنچه شنیدی ز لب یار بگو
  7. شمارهٔ ۱۷۶می‌آمد و خلق شهر در پی
  8. شمارهٔ ۱۷۷اگر نه روی تو باشد کجا برم دنیی
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.