پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۲

کشم نقد جان را به بازار او

که این است شرط خریدار او

به جان گر توان وصل او را خرید

پر از جان شود خاک بازار او

صبا گر برد بوی او سوی گل

شود جمله بر باد پندار او

بگیرید ای دوستان دست من

که از دست رفتم ز رفتار او

بگویم که ایمان عشاق چیست

یکی پرتو از نور دیدار او

چو زلفش کند دعوی کافری

میان را ببندم به زنار او

بهشتت اگر می‌کند آرزو

زمانی نظر کن به رخسار او

جهانی پر از آب حیوان کند

حدیثی ز لعل شکربار او

همام از لبش گر نگوید سخن

نیابند ذوقی ز گفتار او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۴پاک‌چشمانند مرد روی تو
  2. شمارهٔ ۱۷۵ای صبا آنچه شنیدی ز لب یار بگو
  3. شمارهٔ ۱۷۶می‌آمد و خلق شهر در پی
  4. شمارهٔ ۱۷۷اگر نه روی تو باشد کجا برم دنیی
  5. شمارهٔ ۱۷۸بدین ملاحت و حسن و لطافت و معنی
  6. شمارهٔ ۱۷۹ماه رویا دوش عزم جام و ساغر کرده‌ای
  7. شمارهٔ ۱۸۰باز ای مطرب حدیثی در میان انداختی
  8. شمارهٔ ۱۸۱چو بالای تو گر سروی میان بوستانستی
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.