پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۳

به معنی چون شود صورت مزین

چو قصری باشد از خورشید روشن

گل رنگین اگر بویی ندارد

نظر بر رنگ رخسارش میفکن

مپز دیگ هوس جز با ملیحی

نباید بی‌نمک خود دیگ پختن

نظر جز پیش منظورم نیاید

چنین حسنی که وصفش می‌کنم من

دل از اندیشه دنیی و عقبی

تهی کردم چو او را گشت مسکن

خوش است از پاک بازان جان‌فشانی

ولی در پای یار پاک‌دامن

محبت از ره پرهیزگاری

چنان آید که نور از راه روزن

نخواهم آرزوی جان که حیف است

میان جان و جانان، دست و گردن

محبت بر هوا چون گشت غالب

همام از گلخن آمد سوی گلشن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۵تا سرم خالی نگردد از خیال ما و من
  2. شمارهٔ ۱۵۶غنچهٔ خندان فدا بادت چو بگشایی دهن
  3. شمارهٔ ۱۵۷نیاید در قلم یارا حدیث آرزومندان
  4. شمارهٔ ۱۵۸خیالی بود و خوابی وصل یاران
  5. شمارهٔ ۱۵۹شیوهٔ مردان نباشد عشق پنهان باختن
  6. شمارهٔ ۱۶۰چیست دولت، صحبت صاحب‌دلان دریافتن
  7. شمارهٔ ۱۶۱عاشقی چیست به جان بندهٔ جانان بودن
  8. شمارهٔ ۱۶۲ای آرزوی چشمم رویت به خواب دیدن
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.