پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

زهی مقبل که شد پیش تو مقبول

بود دایم به سودای تو مشغول

گر از رویت نیابد عقل نوری

ز بینایی شود جاوید معزول

مثال روی تو با دیدۀ ما

مثال آفتاب و چشم معلول

حیات جاودانی آن کسی یافت

که شده از تیر مژگان تو مقتول

چه حاصل اهل حکمت را ز تحصیل

چو غیر از گفت و گویی نیست محصول

گر از عشقت کنم شکلی تصور

نه جنس و فصل ونه موضوع و محمول

همام از عشق گوید داستان‌ها

که با معشوق نتوان گفت معقول

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸آرزومندم ولیکن کو قدم
  2. شمارهٔ ۱۲۹ماه ز مشرق طلوع کرد چو رویت تمام
  3. شمارهٔ ۱۳۰من به اومید تو از راه دراز آمده‌ام
  4. شمارهٔ ۱۳۱چشم خود را دوست می‌دارم که رویش دیده‌ام
  5. شمارهٔ ۱۳۲من از دنیا و مافیها دل اندر نیکوان بستم
  6. شمارهٔ ۱۳۳هزاران نقش گوناگون ببستم
  7. شمارهٔ ۱۳۴نرسیده‌ست به گوش تو مگر فریادم
  8. شمارهٔ ۱۳۵پیش یاران امشبی ناخوانده مهمان آمدم
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.