پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

چو ترک من بگشاید بر ابروان کاکول

هزار دل برباید به یک دم آن کاکول

عجب مدار تو زان ماه‌روی مهرجبین

که آفتاب رخش راست سایه‌بان کاکول

من آشکارا جان را به باد خواهم داد

که دیده‌ام دل خود را نهان در آن کاکول

هزار دل ز سر پای برتوان چیدن

اگر به شانه کند شاه دلبران کاکول

برآید از دل و جان عزیز خویش چو من

هر آن کسی که نهاده‌ست دل بر آن کاکول

چو باد ناله زارم به گوش او برساند

سبک به رقص درآید در آن زمان کاکول

هر آن دلی که ربود آن دو چشم او از خلق

نداد هیچ امانش مگر به جان کاکول

سلامت ار هوست می‌کند همام مگرد

به گرد آن بت گل روی ضیمران کاکول

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹ماه ز مشرق طلوع کرد چو رویت تمام
  2. شمارهٔ ۱۳۰من به اومید تو از راه دراز آمده‌ام
  3. شمارهٔ ۱۳۱چشم خود را دوست می‌دارم که رویش دیده‌ام
  4. شمارهٔ ۱۳۲من از دنیا و مافیها دل اندر نیکوان بستم
  5. شمارهٔ ۱۳۳هزاران نقش گوناگون ببستم
  6. شمارهٔ ۱۳۴نرسیده‌ست به گوش تو مگر فریادم
  7. شمارهٔ ۱۳۵پیش یاران امشبی ناخوانده مهمان آمدم
  8. شمارهٔ ۱۳۶چون سر زلف تو برعارض زیبا دیدم
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.