پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

آرزومندم ولیکن کو قدم

در فراقت شد وجودم کالعدم

نامه وقتی می‌نوشتم پیش دوست

آتش این نوبت همی‌سوزد قلم

ای دریغا خواب کاو هر شب مرا

با خیالت می‌رسانیدی به هم

نیست اکنون هیچ تدبیری جز آنک

بر زبان باد پیغامی دهم

یک زمان ایمن نمی‌باشم ز تیر

تا برون آید کبوتر از حرم

وقت دوری یاد می‌کن بنده را

کز خداوندان شود پیدا کرم

گر جهنم را بود سوز فراق

وای بر اعضای کافر زان الم

زندگانی در حضور دوستان

مغتنم دارید یاران مغتنم

شد به پیغام از شما راضی همام

یا به بویی از نسیم صبحدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰من به اومید تو از راه دراز آمده‌ام
  2. شمارهٔ ۱۳۱چشم خود را دوست می‌دارم که رویش دیده‌ام
  3. شمارهٔ ۱۳۲من از دنیا و مافیها دل اندر نیکوان بستم
  4. شمارهٔ ۱۳۳هزاران نقش گوناگون ببستم
  5. شمارهٔ ۱۳۴نرسیده‌ست به گوش تو مگر فریادم
  6. شمارهٔ ۱۳۵پیش یاران امشبی ناخوانده مهمان آمدم
  7. شمارهٔ ۱۳۶چون سر زلف تو برعارض زیبا دیدم
  8. شمارهٔ ۱۳۷این منم در صحبت جانان که جان می‌پرورم
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.