پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

چشم خود را دوست می‌دارم که رویش دیده‌ام

عاشقم بر گوش خود کآواز او بشنیده‌ام

ای حریفان من در این مذهب نه امروز آمدم

عشق او در مجلس روحانیان ورزیده‌ام

چون سماع عاشقانش گرم شد روز الست

من به پهلو زان جهان تا این جهان گردیده‌ام

عالم صورت حجاب روی معشوق من است

پرتوی از حسن تو در روی خوبان دیده‌ام

سرو را گفتم چرا می‌لرزی از باد صبا

گفت دارد بوی او از بوی او لرزیده‌ام

در گلستان یار ما وقت سحر چون می‌گذشت

گفت گل انصاف من بر روی خود خندیده‌ام

مشک را بر بوی زلفش بر گریبان بسته‌ام

لاله و گل را به یاد رنگ او بوییده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳هزاران نقش گوناگون ببستم
  2. شمارهٔ ۱۳۴نرسیده‌ست به گوش تو مگر فریادم
  3. شمارهٔ ۱۳۵پیش یاران امشبی ناخوانده مهمان آمدم
  4. شمارهٔ ۱۳۶چون سر زلف تو برعارض زیبا دیدم
  5. شمارهٔ ۱۳۷این منم در صحبت جانان که جان می‌پرورم
  6. شمارهٔ ۱۳۸سعادتی که ز ناگه درآمدی ز درم
  7. شمارهٔ ۱۳۹کجا روم که کمند تو می‌کشد بازم
  8. شمارهٔ ۱۴۰تا نفس هست به روی تو برآید نفسم
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.