فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ اگر بختم دهد باری که یارم همنشین باشد
- شمارهٔ ۶۲ دوست آن دارد و آن است که جان میبخشد
- شمارهٔ ۶۳ نیِ بینوا ز شکّر به نوا شکرفشان شد
- شمارهٔ ۶۴ نباتت بر لب شکّر برآمد
- شمارهٔ ۶۵ برو ای زاهد مغرور و مده ما را پند
- شمارهٔ ۶۶ میان ما و شما بود پیش از آن پیوند
- شمارهٔ ۶۷ سر تا قدم به آب حیاتت سرشتهاند
- شمارهٔ ۶۸ ماهرویان زلف مشکین را پریشان کردهاند
- شمارهٔ ۶۹ عاقلان از غافلان اسرار خود پوشیدهاند
- شمارهٔ ۷۰ گرچه سیاحان جهان گردیدهاند
- شمارهٔ ۷۱ زاهدان با شاهدان همخانهاند
- شمارهٔ ۷۲ نظرها محرم رویت نبودند
- شمارهٔ ۷۳ بنامیزد چنانت آفریدند
- شمارهٔ ۷۴ این مقبلان که باخبر از روز محشرند
- شمارهٔ ۷۵ به کوی دوست که وهم و خیال ره نبرند
- شمارهٔ ۷۶ قومی که ره به منزل خوبان همیبرند
- شمارهٔ ۷۷ میروی وز پی تو پیر و جوان مینگرند
- شمارهٔ ۷۸ زلف ترک من صبا هردم مشوش میکند
- شمارهٔ ۷۹ آنچه باید همه داری و نداری مانند
- شمارهٔ ۸۰ اهل دل در هوس عشق تو سرگردانند
- شمارهٔ ۸۱ ز کوی دوست مرا ناگزیر خواهد بود
- شمارهٔ ۸۲ هر که او عاشق جمال بود
- شمارهٔ ۸۳ چشم بد دور که زیباتر از این نتوان بود
- شمارهٔ ۸۴ آن را که حسن و شکل و شمایل چنین بود
- شمارهٔ ۸۵ هوس عمر عزیزم ز برای تو بود
- شمارهٔ ۸۶ زینهار ای دل گرت با عشق پیوندی بود
- شمارهٔ ۸۷ بر سر کوی تو سرها میرود
- شمارهٔ ۸۸ جانها در آتشند که جانان همیرود
- شمارهٔ ۸۹ عشق از صورت او آینه جان بنمود
- شمارهٔ ۹۰ بوسهای را گر به جان شاید خرید
- شمارهٔ ۹۱ اگر نگار من از رخ نقاب بگشاید
- شمارهٔ ۹۲ بهشت روی تو را پاک دیدهای باید
- شمارهٔ ۹۳ بیا دمی بنشین تا دلم بیاساید
- شمارهٔ ۹۴ دلم ز عهدۀ عشقت برون نمیآید
- شمارهٔ ۹۵ رویت به از آن آمد انصاف که میباید
- شمارهٔ ۹۶ چو چشم مست بدان زلف تابدار آید
- شمارهٔ ۹۷ سالها باید که چون تو ماهی از دوران برآید
- شمارهٔ ۹۸ آن نه نقشیست که در خاطر نقاش آید
- شمارهٔ ۹۹ مرا چو نام لبت بر سر زبان آید
- شمارهٔ ۱۰۰ دوستان از دوستان یاد آورید
- شمارهٔ ۱۰۱ دل به کنج عافیت چون پای در دامان کشید
- شمارهٔ ۱۰۲ نفس کافر کیش را عشق تو در ایمان کشید
- شمارهٔ ۱۰۳ ای سراندازان سراندازی کنید
- شمارهٔ ۱۰۴ چون قامت تو سروی در بوستان نروید
- شمارهٔ ۱۰۵ اینک نسیمی میدهد کز دوست میآرد خبر
- شمارهٔ ۱۰۶ دمی وصال تو از هر چه در جهان خوشتر
- شمارهٔ ۱۰۷ دوش از لبت ربودهام ای مهربان شکر
- شمارهٔ ۱۰۸ لبت راست آب حیاتی دگر
- شمارهٔ ۱۰۹ آفتابی و ز مهرت همه دلها محرور
- شمارهٔ ۱۱۰ از آن شکل و شمایل چشم بد دور
- شمارهٔ ۱۱۱ غرض ز دیدن شام و دیار مصر و حجاز
- شمارهٔ ۱۱۲ رفتیم ما و عشق تو اندر میان هنوز
- شمارهٔ ۱۱۳ چه می خورده است چشم نیمخوابش
- شمارهٔ ۱۱۴ زهی شمایل موزون و قد دلبندش
- شمارهٔ ۱۱۵ نبود خلاص ما را ز دو چشم شوخ شنگش
- شمارهٔ ۱۱۶ این نه دردیست که بی دوست بود درمانش
- شمارهٔ ۱۱۷ برو با ما صلاح و زهد مفروش
- شمارهٔ ۱۱۸ اشتیاقی به مرادی نفروشد درویش
- شمارهٔ ۱۱۹ پرده خویش تویی پرده برانداز ز پیش
- شمارهٔ ۱۲۰ عاشق کسی بود که کشد بار یار خویش
متن اشعار به نقل از گنجور.