پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی

همام تبریزی

غزلیات

۲۲۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ اگر بختم دهد باری که یارم همنشین باشد
  2. شمارهٔ ۶۲ دوست آن دارد و آن است که جان می‌بخشد
  3. شمارهٔ ۶۳ نیِ بی‌نوا ز شکّر به نوا شکرفشان شد
  4. شمارهٔ ۶۴ نباتت بر لب شکّر برآمد
  5. شمارهٔ ۶۵ برو ای زاهد مغرور و مده ما را پند
  6. شمارهٔ ۶۶ میان ما و شما بود پیش از آن پیوند
  7. شمارهٔ ۶۷ سر تا قدم به آب حیاتت سرشته‌اند
  8. شمارهٔ ۶۸ ماه‌رویان زلف مشکین را پریشان کرده‌اند
  9. شمارهٔ ۶۹ عاقلان از غافلان اسرار خود پوشیده‌اند
  10. شمارهٔ ۷۰ گرچه سیاحان جهان گردیده‌اند
  11. شمارهٔ ۷۱ زاهدان با شاهدان همخانه‌اند
  12. شمارهٔ ۷۲ نظرها محرم رویت نبودند
  13. شمارهٔ ۷۳ بنامیزد چنانت آفریدند
  14. شمارهٔ ۷۴ این مقبلان که باخبر از روز محشرند
  15. شمارهٔ ۷۵ به کوی دوست که وهم و خیال ره نبرند
  16. شمارهٔ ۷۶ قومی که ره به منزل خوبان همی‌برند
  17. شمارهٔ ۷۷ می‌روی وز پی تو پیر و جوان می‌نگرند
  18. شمارهٔ ۷۸ زلف ترک من صبا هردم مشوش می‌کند
  19. شمارهٔ ۷۹ آنچه باید همه داری و نداری مانند
  20. شمارهٔ ۸۰ اهل دل در هوس عشق تو سرگردانند
  21. شمارهٔ ۸۱ ز کوی دوست مرا ناگزیر خواهد بود
  22. شمارهٔ ۸۲ هر که او عاشق جمال بود
  23. شمارهٔ ۸۳ چشم بد دور که زیباتر از این نتوان بود
  24. شمارهٔ ۸۴ آن را که حسن و شکل و شمایل چنین بود
  25. شمارهٔ ۸۵ هوس عمر عزیزم ز برای تو بود
  26. شمارهٔ ۸۶ زینهار ای دل گرت با عشق پیوندی بود
  27. شمارهٔ ۸۷ بر سر کوی تو سرها می‌رود
  28. شمارهٔ ۸۸ جان‌ها در آتشند که جانان همی‌رود
  29. شمارهٔ ۸۹ عشق از صورت او آینه جان بنمود
  30. شمارهٔ ۹۰ بوسه‌ای را گر به جان شاید خرید
  31. شمارهٔ ۹۱ اگر نگار من از رخ نقاب بگشاید
  32. شمارهٔ ۹۲ بهشت روی تو را پاک دیده‌ای باید
  33. شمارهٔ ۹۳ بیا دمی بنشین تا دلم بیاساید
  34. شمارهٔ ۹۴ دلم ز عهدۀ عشقت برون نمی‌آید
  35. شمارهٔ ۹۵ رویت به از آن آمد انصاف که می‌باید
  36. شمارهٔ ۹۶ چو چشم مست بدان زلف تابدار آید
  37. شمارهٔ ۹۷ سال‌ها باید که چون تو ماهی از دوران برآید
  38. شمارهٔ ۹۸ آن نه نقشی‌ست که در خاطر نقاش آید
  39. شمارهٔ ۹۹ مرا چو نام لبت بر سر زبان آید
  40. شمارهٔ ۱۰۰ دوستان از دوستان یاد آورید
  41. شمارهٔ ۱۰۱ دل به کنج عافیت چون پای در دامان کشید
  42. شمارهٔ ۱۰۲ نفس کافر کیش را عشق تو در ایمان کشید
  43. شمارهٔ ۱۰۳ ای سراندازان سراندازی کنید
  44. شمارهٔ ۱۰۴ چون قامت تو سروی در بوستان نروید
  45. شمارهٔ ۱۰۵ اینک نسیمی می‌دهد کز دوست می‌آرد خبر
  46. شمارهٔ ۱۰۶ دمی وصال تو از هر چه در جهان خوشتر
  47. شمارهٔ ۱۰۷ دوش از لبت ربوده‌ام ای مهربان شکر
  48. شمارهٔ ۱۰۸ لبت راست آب حیاتی دگر
  49. شمارهٔ ۱۰۹ آفتابی و ز مهرت همه دل‌ها محرور
  50. شمارهٔ ۱۱۰ از آن شکل و شمایل چشم بد دور
  51. شمارهٔ ۱۱۱ غرض ز دیدن شام و دیار مصر و حجاز
  52. شمارهٔ ۱۱۲ رفتیم ما و عشق تو اندر میان هنوز
  53. شمارهٔ ۱۱۳ چه می خورده است چشم نیم‌خوابش
  54. شمارهٔ ۱۱۴ زهی شمایل موزون و قد دلبندش
  55. شمارهٔ ۱۱۵ نبود خلاص ما را ز دو چشم شوخ شنگش
  56. شمارهٔ ۱۱۶ این نه دردیست که بی دوست بود درمانش
  57. شمارهٔ ۱۱۷ برو با ما صلاح و زهد مفروش
  58. شمارهٔ ۱۱۸ اشتیاقی به مرادی نفروشد درویش
  59. شمارهٔ ۱۱۹ پرده خویش تویی پرده برانداز ز پیش
  60. شمارهٔ ۱۲۰ عاشق کسی بود که کشد بار یار خویش

متن اشعار به نقل از گنجور.