پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

رویت به از آن آمد انصاف که می‌باید

با روی تو در عالم گر گل نبود شاید

با ما نفسی بنشین کان روی نکو دیدن

هم چشم کند روشن هم عمر بیفزاید

گر هر سر موی از من صاحب‌نظری باشد

نظارهٔ رویت را چشمی دگرم باید

در زلف تو آویزم وز بند تو نگریزم

زنجیر گر این باشد دیوانه بیاساید

دیدار چو بنمودی دل‌ها همه بربودی

کو آینه تا دل را از دست تو برباید؟

زنهار غنیمت دان دوران لطافت را

کاین عهد گل خندان بسیار نمی‌پاید

روزی دو درین منزل از بهر توام خوش‌دل

بی صحبت منظوران دنیا به چه کار آید

از خاک درت گردی در چشم همام افشان

تا مردمک چشمش یک لحظه بیاساید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷سال‌ها باید که چون تو ماهی از دوران برآید
  2. شمارهٔ ۹۸آن نه نقشی‌ست که در خاطر نقاش آید
  3. شمارهٔ ۹۹مرا چو نام لبت بر سر زبان آید
  4. شمارهٔ ۱۰۰دوستان از دوستان یاد آورید
  5. شمارهٔ ۱۰۱دل به کنج عافیت چون پای در دامان کشید
  6. شمارهٔ ۱۰۲نفس کافر کیش را عشق تو در ایمان کشید
  7. شمارهٔ ۱۰۳ای سراندازان سراندازی کنید
  8. شمارهٔ ۱۰۴چون قامت تو سروی در بوستان نروید
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.