پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

آن نه نقشی‌ست که در خاطر نقاش آید

فرخ آن چشم که بر طلعت زیباش آید

گر به چشم خوش او در نگرد مستوری

زهد بگذارد و در شیوه اوباش آید

حسن بسیار بود لیک زمان‌ها باید

تا یکی از همه خوبان به جهان فاش آید

چیست برگ گل رعنا که به رویش ماند

سرو خود کیست که در معرض بالاش آید

وصف آن لعل گهر‌پوش کسی را زیبد

که زبانش گه تقریر گهر‌پاش آید

عشق ورزیدن از کار سراندازان است

این نه کاریست که از مردم خوش‌باش آید

چون تمنای وصالی کند از دوست همام

ای دریغا که جواب از لب او باش آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰دوستان از دوستان یاد آورید
  2. شمارهٔ ۱۰۱دل به کنج عافیت چون پای در دامان کشید
  3. شمارهٔ ۱۰۲نفس کافر کیش را عشق تو در ایمان کشید
  4. شمارهٔ ۱۰۳ای سراندازان سراندازی کنید
  5. شمارهٔ ۱۰۴چون قامت تو سروی در بوستان نروید
  6. شمارهٔ ۱۰۵اینک نسیمی می‌دهد کز دوست می‌آرد خبر
  7. شمارهٔ ۱۰۶دمی وصال تو از هر چه در جهان خوشتر
  8. شمارهٔ ۱۰۷دوش از لبت ربوده‌ام ای مهربان شکر
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.