پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

دوش از لبت ربوده‌ام ای مهربان شکر

پیداست در بیان من امروز آن شکر

چون نی به خدمت تو بسی بسته‌ام میان

تا همچو نی گرفته‌ام اندر دهان شکر

در عمر خود لبم ز لبت یک شکر گرفت

آری به کیل می‌بفروشد از آن شکر

از تاب آفتاب رخت تا نگردد آب

شد زیر سایه خط سبزش نهان شکر

پیش از خط ولب تو نگارا ندیده‌ام

دیگر که از نبات کند سایه‌بان شکر

جانم فدای آن لب جانان که می‌دهد

از ذوق اندکی به مذاقم نشان شکر

یاد لبت چو می‌گذرد بر زبان من

حالی همی‌شود ز زبانم روان شکر

وصف لبت نهاد شکر در دهان من

گر بیش از این بگویم گردد زبان شکر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹آفتابی و ز مهرت همه دل‌ها محرور
  2. شمارهٔ ۱۱۰از آن شکل و شمایل چشم بد دور
  3. شمارهٔ ۱۱۱غرض ز دیدن شام و دیار مصر و حجاز
  4. شمارهٔ ۱۱۲رفتیم ما و عشق تو اندر میان هنوز
  5. شمارهٔ ۱۱۳چه می خورده است چشم نیم‌خوابش
  6. شمارهٔ ۱۱۴زهی شمایل موزون و قد دلبندش
  7. شمارهٔ ۱۱۵نبود خلاص ما را ز دو چشم شوخ شنگش
  8. شمارهٔ ۱۱۶این نه دردیست که بی دوست بود درمانش
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.