پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳

چه می خورده است چشم نیم‌خوابش

که او مست است وهشیاران خرابش

زهی بیداری بختم در آن شب

که آید خواب تا بینم به خوابش

اگر پرسد که بی ما زنده چونی

نخواهد بود جز حیرت جوابش

اگر آن زلف چون شب‌های هجران

نگشتی سایه‌بان آفتابش

نظر را کی بدی ز اشراق رویش

مجالی با جمال بی‌نقابش

همام از باده مستغنی‌ست ساقی

که می خورد از لب چون لعل نابش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵نبود خلاص ما را ز دو چشم شوخ شنگش
  2. شمارهٔ ۱۱۶این نه دردیست که بی دوست بود درمانش
  3. شمارهٔ ۱۱۷برو با ما صلاح و زهد مفروش
  4. شمارهٔ ۱۱۸اشتیاقی به مرادی نفروشد درویش
  5. شمارهٔ ۱۱۹پرده خویش تویی پرده برانداز ز پیش
  6. شمارهٔ ۱۲۰عاشق کسی بود که کشد بار یار خویش
  7. شمارهٔ ۱۲۱دوش با من لطفکی آغاز کرد آن دلبرک
  8. شمارهٔ ۱۲۲که می گوید که هست این صورت از گل
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.