پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

اشتیاقی به مرادی نفروشد درویش

ور بود تشنه جگر چشمهٔ حیوان در پیش

لذت آب ز سیراب نباید پرسید

این سخن خوش بود از تشنه جیحون اندیش

ذوق آن حال کسی راست که از نوش وصال

به فراغت شود و می‌خورد از هجران نیش

مرد را آرزوی نفس حجاب نظر است

التفاتی به جهان زان ننماید درویش

عشق بازان حقیقت همه بازی شمرند

مهر آن دل که بود در هوس مرهم ریش

عشق حالی‌ست عجب زان نتوان داد نشان

نرسیده‌ست به ما مدعیان نامی بیش

تو هم آیینه و هم ناظر و هم منظوری

چشم بگشای ودر آیینه ببین صورت خویش

ای همام این سخن از دفتر اصحاب دل است

تا نشویی ورق نفس ندانی معنیش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰عاشق کسی بود که کشد بار یار خویش
  2. شمارهٔ ۱۲۱دوش با من لطفکی آغاز کرد آن دلبرک
  3. شمارهٔ ۱۲۲که می گوید که هست این صورت از گل
  4. شمارهٔ ۱۲۳وداع یار و دیارم چو بگذرد به خیال
  5. شمارهٔ ۱۲۴ما می‌رویم داده تو را یادگار دل
  6. شمارهٔ ۱۲۵ای سر زلف خوشت سلسله جنبان دل
  7. شمارهٔ ۱۲۶زهی مقبل که شد پیش تو مقبول
  8. شمارهٔ ۱۲۷چو ترک من بگشاید بر ابروان کاکول
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.