پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

که می گوید که هست این صورت از گل

همه لطفی همه جانی همه دل

نه انسان گر ملک روی تو بیند

شود حیران بر آن شکل و شمایل

سعادت باد رویت را در آن روز

که گردد آفتاب و ماه زایل

تماشا را به روز حشر رضوان

به استقبالت آید یک دو منزل

لب میگون و چشم نیم مستت

کند تدبیر عاقل جمله باطل

مغان خورشید را زان می‌پرستند

که از حسن رخت هستند غافل

سر دیوانگی دارد خردمند

مگر زلفت کشد در وی سلاسل

بجز افسانه حسنت نگویند

حدیثی با نمک در هیچ محفل

همام از بندگی دارد توقع

قبولی تا شود مقبول و مقبل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴ما می‌رویم داده تو را یادگار دل
  2. شمارهٔ ۱۲۵ای سر زلف خوشت سلسله جنبان دل
  3. شمارهٔ ۱۲۶زهی مقبل که شد پیش تو مقبول
  4. شمارهٔ ۱۲۷چو ترک من بگشاید بر ابروان کاکول
  5. شمارهٔ ۱۲۸آرزومندم ولیکن کو قدم
  6. شمارهٔ ۱۲۹ماه ز مشرق طلوع کرد چو رویت تمام
  7. شمارهٔ ۱۳۰من به اومید تو از راه دراز آمده‌ام
  8. شمارهٔ ۱۳۱چشم خود را دوست می‌دارم که رویش دیده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.