پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

ما می‌رویم داده تو را یادگار دل

نازک بود حکایت دل زینهار دل

خوش دار هفته‌ای دل ما را که سال‌ها

پرورده است مهر تو را در کنار دل

ترسم که در حساب نیارد دل مرا

ای مهربان هر سر مویت هزار دل

آهسته گر کند گذری بر سرت نسیم

گردد ز زلف بر سر پایت نثار دل

زینجا که میروم دل خود را کجا برم

ما را برای وصل تو باید به کار دل

رغبت نمی‌کند به سفر دل ز کوی دوست

هرگز فراق جان نکند اختیار دل

در هیچ منزلی دل ما را قرار نیست

در زلف بی‌قرار تو گیرد قرار دل

ما زحمت تن از سر کوی تو می‌بریم

تا از گرانیش نشود شرمسار دل

روزی که زیر خاک شود این تن همام

باشد هنوز در هوس روی یار دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶زهی مقبل که شد پیش تو مقبول
  2. شمارهٔ ۱۲۷چو ترک من بگشاید بر ابروان کاکول
  3. شمارهٔ ۱۲۸آرزومندم ولیکن کو قدم
  4. شمارهٔ ۱۲۹ماه ز مشرق طلوع کرد چو رویت تمام
  5. شمارهٔ ۱۳۰من به اومید تو از راه دراز آمده‌ام
  6. شمارهٔ ۱۳۱چشم خود را دوست می‌دارم که رویش دیده‌ام
  7. شمارهٔ ۱۳۲من از دنیا و مافیها دل اندر نیکوان بستم
  8. شمارهٔ ۱۳۳هزاران نقش گوناگون ببستم
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.