پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

برو با ما صلاح و زهد مفروش

که من پندت نخواهم کرد در گوش

ملامت آتش دل می‌کند تیز

به آتش کی نشیند دیگ را جوش

شما را سلسبیل و حوض کوثر

مرا آب حیات از چشمه نوش

مرا امروز با سر عشق‌بازی‌ست

که در پای خیالت داشتم دوش

من خاکی که باشم کآسمان را

همی‌زیبد مه تابان در آغوش

اگر سر خاک پایت را بشاید

کشیدن بار باشد بر سر دوش

شکایت داشتم از دوست بسیار

چو آمد شد حکایت‌ها فراموش

نظر کردن به رویت چون توانم

که چون بویی شنیدم رفتم از هوش

به گویایی نشد کس محرم دوست

قناعت کن به بینایی و مخروش

همام افسانه عشقش مکن فاش

زفان حال خود گوید که خاموش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹پرده خویش تویی پرده برانداز ز پیش
  2. شمارهٔ ۱۲۰عاشق کسی بود که کشد بار یار خویش
  3. شمارهٔ ۱۲۱دوش با من لطفکی آغاز کرد آن دلبرک
  4. شمارهٔ ۱۲۲که می گوید که هست این صورت از گل
  5. شمارهٔ ۱۲۳وداع یار و دیارم چو بگذرد به خیال
  6. شمارهٔ ۱۲۴ما می‌رویم داده تو را یادگار دل
  7. شمارهٔ ۱۲۵ای سر زلف خوشت سلسله جنبان دل
  8. شمارهٔ ۱۲۶زهی مقبل که شد پیش تو مقبول
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.