پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

از آن شکل و شمایل چشم بد دور

که چشم عاشقان را می‌دهد نور

تو را از آرزوی صورت خویش

گهی آب است و گه آیینه منظور

شرابی در دو لب داری که چشمت

ز بویش روز و شب مست است و مخمور

به دور چشم مست دل فریبت

نماند زاهد صد ساله مستور

به عقبی گر چنین باشند خوبان

نیاساید بهشتی از لب حور

ملامت چون کنم دیوانه‌ات را

که گر عاقل بماند نیست معذور

نمی‌بیند همامت بی‌رقیبان

عسل خالی نمی‌باشد ز زنبور

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲رفتیم ما و عشق تو اندر میان هنوز
  2. شمارهٔ ۱۱۳چه می خورده است چشم نیم‌خوابش
  3. شمارهٔ ۱۱۴زهی شمایل موزون و قد دلبندش
  4. شمارهٔ ۱۱۵نبود خلاص ما را ز دو چشم شوخ شنگش
  5. شمارهٔ ۱۱۶این نه دردیست که بی دوست بود درمانش
  6. شمارهٔ ۱۱۷برو با ما صلاح و زهد مفروش
  7. شمارهٔ ۱۱۸اشتیاقی به مرادی نفروشد درویش
  8. شمارهٔ ۱۱۹پرده خویش تویی پرده برانداز ز پیش
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.