پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

سال‌ها باید که چون تو ماهی از دوران برآید

یا چو بالای تو سروی خوش زسروستان برآید

در میان کفر زلفت نور ایمان می‌نماید

پیش زلف کافر تو مؤمن از ایمان برآید

چون تماشا را در آیی ای نگارستان به بستان

نعره‌های عشق بازان از گل خندان برآید

چشم مستت گر نماید التفاتی سوی یاران

بر تو دشواری نباشد کار ما آسان برآید

چشمهٔ خورشید روزی لایق رویت نیفتد

تا قیامت گرچه گرد گنبد دوران برآید

پیش آن لب مانده حیران می‌دهم جان حیف باشد

گر بر آب زندگانی تشنه‌ای از جان برآید

کی همام خسته دل را جان بیاساید زمانی

گر نه بوی مشک‌بوی از منزل جانان برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹مرا چو نام لبت بر سر زبان آید
  2. شمارهٔ ۱۰۰دوستان از دوستان یاد آورید
  3. شمارهٔ ۱۰۱دل به کنج عافیت چون پای در دامان کشید
  4. شمارهٔ ۱۰۲نفس کافر کیش را عشق تو در ایمان کشید
  5. شمارهٔ ۱۰۳ای سراندازان سراندازی کنید
  6. شمارهٔ ۱۰۴چون قامت تو سروی در بوستان نروید
  7. شمارهٔ ۱۰۵اینک نسیمی می‌دهد کز دوست می‌آرد خبر
  8. شمارهٔ ۱۰۶دمی وصال تو از هر چه در جهان خوشتر
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.