پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

چون قامت تو سروی در بوستان نروید

چون عارض تو یک گل در گلستان نروید

گر باد بوی زلفت گرد چمن برآرد

یک برگ گل ز شاخی بی بوی جان نروید

تا وصف چشم مستت گویند پیش نرگس

از خاک تیره سوسن بی صد زبان نروید

گل گر دهان گشاید بی باد رویت او را

رخساره لعل نبود گر در دهان نروید

بر هر زمین که افتد عکسی ز چهره تو

جز لاله برنیاید جز ارغوان نروید

در خاک گر بمالم رخسار زرد خود را

زان خاک تا قیامت جز زعفران نروید

ز اشکم گیه بروید از قامت تو یک شب

بر جویبار چشمم سرو روان نروید

از جویبار وصلت یک گل نچیده‌ام من

گویی ندید چشمم یا در جهان نروید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶دمی وصال تو از هر چه در جهان خوشتر
  2. شمارهٔ ۱۰۷دوش از لبت ربوده‌ام ای مهربان شکر
  3. شمارهٔ ۱۰۸لبت راست آب حیاتی دگر
  4. شمارهٔ ۱۰۹آفتابی و ز مهرت همه دل‌ها محرور
  5. شمارهٔ ۱۱۰از آن شکل و شمایل چشم بد دور
  6. شمارهٔ ۱۱۱غرض ز دیدن شام و دیار مصر و حجاز
  7. شمارهٔ ۱۱۲رفتیم ما و عشق تو اندر میان هنوز
  8. شمارهٔ ۱۱۳چه می خورده است چشم نیم‌خوابش
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.