پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

بنامیزد چنانت آفریدند

که پنداری ز جانت آفریدند

نمی‌دانم ز جان خوشتر چه باشد

که تا گویم که زانت آفریدند

لبت کاب حیات از وی چکان است

مگر زاب دهانت آفریدند

تماشاگاه جانم را بهشتی

بدان سرو روانت آفریدند

دهانت با میان هر لحظه گوید

که چون من بی‌نشانت آفریدند

به رویت کی رسد رویم که او را

برای آستانت آفریدند

قرار عاشقانت برد سحری

که در چشم و زبانت آفریدند

ز زخمت صید دل‌ها چون برد جان

که با تیر و کمانت آفریدند

همام آن روز می‌ورزید عشقت

که جان عاشقانت آفریدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵به کوی دوست که وهم و خیال ره نبرند
  2. شمارهٔ ۷۶قومی که ره به منزل خوبان همی‌برند
  3. شمارهٔ ۷۷می‌روی وز پی تو پیر و جوان می‌نگرند
  4. شمارهٔ ۷۸زلف ترک من صبا هردم مشوش می‌کند
  5. شمارهٔ ۷۹آنچه باید همه داری و نداری مانند
  6. شمارهٔ ۸۰اهل دل در هوس عشق تو سرگردانند
  7. شمارهٔ ۸۱ز کوی دوست مرا ناگزیر خواهد بود
  8. شمارهٔ ۸۲هر که او عاشق جمال بود
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.