پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

آنچه باید همه داری و نداری مانند

کس نگوید مه و خورشید به رویت مانند

اتفاق است که بی مثل جهانی لیکن

قیمت حسن تو صاحب‌نظران می‌دانند

عکس گل‌های رخ خویش در آیینه ببین

تا ز اندیشه بستان و گلت بستانند

التفاتی نبود چشم خوشت را به کسی

بر سر خاک درت شاه و گدا یکسانند

بادها عطر‌فروشان سر زلف تواند

گرد گل‌های چمن بوی تو می‌گردانند

دیده‌ای باد بهاری که گل افشان گردد

مهربانان دل و جان بر تو چنان افشانند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱ز کوی دوست مرا ناگزیر خواهد بود
  2. شمارهٔ ۸۲هر که او عاشق جمال بود
  3. شمارهٔ ۸۳چشم بد دور که زیباتر از این نتوان بود
  4. شمارهٔ ۸۴آن را که حسن و شکل و شمایل چنین بود
  5. شمارهٔ ۸۵هوس عمر عزیزم ز برای تو بود
  6. شمارهٔ ۸۶زینهار ای دل گرت با عشق پیوندی بود
  7. شمارهٔ ۸۷بر سر کوی تو سرها می‌رود
  8. شمارهٔ ۸۸جان‌ها در آتشند که جانان همی‌رود
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.