پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

هوس عمر عزیزم ز برای تو بود

بکشم جور جهانی چو رضای تو بود

در ازل جان مرا عشق تو هم صحبت بود

تا ابد در دل من مهر و وفای تو بود

جای افسر شود آن سر که به پای تو رسد

پادشاهی کند آن کس که گدای تو بود

هست امیدم که نمایی تو خداوندی‌ها

ور نه از بنده چه آید که سزای تو بود

خجلم زان که فرود آمده‌ای در دل تنگ

چیست این منزل ویرانه که جای تو بود

روی خوب تو شد انگشت‌نمای خورشید

مه نو کیست که انگشت‌نمای تو بود

سال‌ها سجده صاحب‌نظران خواهد بود

بر زمینی که نشان کف پای تو بود

راحت روح و فتوح دل مشتاقان است

هر حدیثی که در او وصف و ثنای تو بود

سخنی لایق سمعت نبود ور باشد

هم غزل‌های همام ابن علای تو بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷بر سر کوی تو سرها می‌رود
  2. شمارهٔ ۸۸جان‌ها در آتشند که جانان همی‌رود
  3. شمارهٔ ۸۹عشق از صورت او آینه جان بنمود
  4. شمارهٔ ۹۰بوسه‌ای را گر به جان شاید خرید
  5. شمارهٔ ۹۱اگر نگار من از رخ نقاب بگشاید
  6. شمارهٔ ۹۲بهشت روی تو را پاک دیده‌ای باید
  7. شمارهٔ ۹۳بیا دمی بنشین تا دلم بیاساید
  8. شمارهٔ ۹۴دلم ز عهدۀ عشقت برون نمی‌آید
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.