پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

زینهار ای دل گرت با عشق پیوندی بود

غیرتت باید که بر پای هوا بندی بود

حسن روزافزون طلب، جاوید با وی عشق باز

حسن خوبان مجازی تازه یک چندی بود

اهل دل را گر بود میلی به صورت‌های خوب

عشق نتوان گفتن آن را لیک مانندی بود

منزل حسن است چشم و زلف و خال دلبران

عشق را با منزل معشوق پیوندی بود

جان ما در حسن فانی شد کجا یابند باز

در میان چشمهٔ حیوان اگر قندی بود

در میان عشق و جان چون صحبتی آمد پدید

شرح نتوان داد کایشان را چه فرزندی بود

جان شیرینم نباید جز برای مهر دوست

بر همام او را به مهر خویش سوگندی بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸جان‌ها در آتشند که جانان همی‌رود
  2. شمارهٔ ۸۹عشق از صورت او آینه جان بنمود
  3. شمارهٔ ۹۰بوسه‌ای را گر به جان شاید خرید
  4. شمارهٔ ۹۱اگر نگار من از رخ نقاب بگشاید
  5. شمارهٔ ۹۲بهشت روی تو را پاک دیده‌ای باید
  6. شمارهٔ ۹۳بیا دمی بنشین تا دلم بیاساید
  7. شمارهٔ ۹۴دلم ز عهدۀ عشقت برون نمی‌آید
  8. شمارهٔ ۹۵رویت به از آن آمد انصاف که می‌باید
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.