پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

بوسه‌ای را گر به جان شاید خرید

جان بباید داد روز من یزید

یافتن معشوق را چون ممکن است

از وصال امید نتوانم برید

پای اگر عاجز شود نتوان نشست

گه به پهلو گه به سر خواهم دوید

تا نفس آید نشاید دم زدن

تا رگی جنبد نشاید آرمید

عاشقان کعبه را در بادیه

ای بسا زحمت که می‌باید کشید

ساروان را گو سرود آغاز کن

تا در اشتر غیرتی آید پدید

باز ای مطرب حدیث خوش بساز

خرقه برکن از تن پیر و مرید

ساقیا می ده که مشتاقان هنوز

میزنند از تشنگی هل من مزید

از شراب جان مستانت همام

جرعه‌ای می‌خواست خود بویی شنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲بهشت روی تو را پاک دیده‌ای باید
  2. شمارهٔ ۹۳بیا دمی بنشین تا دلم بیاساید
  3. شمارهٔ ۹۴دلم ز عهدۀ عشقت برون نمی‌آید
  4. شمارهٔ ۹۵رویت به از آن آمد انصاف که می‌باید
  5. شمارهٔ ۹۶چو چشم مست بدان زلف تابدار آید
  6. شمارهٔ ۹۷سال‌ها باید که چون تو ماهی از دوران برآید
  7. شمارهٔ ۹۸آن نه نقشی‌ست که در خاطر نقاش آید
  8. شمارهٔ ۹۹مرا چو نام لبت بر سر زبان آید
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.