پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

بهشت روی تو را پاک دیده‌ای باید

که جز به دیدن روی تو دیده نگشاید

به آب چشم دهم غسل نور بینایی

نظر به چشمهٔ خورشید اگر بیالاید

سپیده‌دم به هوای بهار هر روزی

به شبنم سحری روی گل بیاراید

که تا به روی تو ماند مگر نمی‌داند

که غیر حسن و طراوت ملاحتی باید

به خاک کوی تو چون بگذرد نسیم بهار

حیات‌بخشی و بوی خوشش بیفزاید

دریغ عهد جوانی که بی تو رفت از دست

کجاست تا به چنین صحبتی بیاساید

ولی به دولت حسنت امید می‌دارم

که روزگار جوانی به فرق باز آید

به بخت گفتم با ما موافقت نکنی

جواب داد که گر دوست لطف فرماید

اگر زند نفسی بی حکایت تو همام

نه از حساب سخن‌دان که باد پیماید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴دلم ز عهدۀ عشقت برون نمی‌آید
  2. شمارهٔ ۹۵رویت به از آن آمد انصاف که می‌باید
  3. شمارهٔ ۹۶چو چشم مست بدان زلف تابدار آید
  4. شمارهٔ ۹۷سال‌ها باید که چون تو ماهی از دوران برآید
  5. شمارهٔ ۹۸آن نه نقشی‌ست که در خاطر نقاش آید
  6. شمارهٔ ۹۹مرا چو نام لبت بر سر زبان آید
  7. شمارهٔ ۱۰۰دوستان از دوستان یاد آورید
  8. شمارهٔ ۱۰۱دل به کنج عافیت چون پای در دامان کشید
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.