پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

هر که او عاشق جمال بود

شاهدش خود گواه حال بود

گر بود پاکباز شاهد نیز

پاک و روشن‌تر از زلال بود

حال اگر برخلاف این باشد

دوستی هر دو را وبال بود

چشم خود را به آب شرم بشوی

تا که شایسته جمال بود

حیف باشد که دیده بی‌آب

تشنه مشرب وصال بود

هیمه ز آتش چو سرخ شد آخر

همه خاکستر و زگال بود

زر صافی نهاد را ز آتش

سرخ‌رویی با کمال بود

وان که او مرد حال شد چو همام

فارغ از بند قیل و قال بود

هست امیدم که بهره‌ای ز وصال

یابد و فارغ از خیال بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴آن را که حسن و شکل و شمایل چنین بود
  2. شمارهٔ ۸۵هوس عمر عزیزم ز برای تو بود
  3. شمارهٔ ۸۶زینهار ای دل گرت با عشق پیوندی بود
  4. شمارهٔ ۸۷بر سر کوی تو سرها می‌رود
  5. شمارهٔ ۸۸جان‌ها در آتشند که جانان همی‌رود
  6. شمارهٔ ۸۹عشق از صورت او آینه جان بنمود
  7. شمارهٔ ۹۰بوسه‌ای را گر به جان شاید خرید
  8. شمارهٔ ۹۱اگر نگار من از رخ نقاب بگشاید
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.