پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

چشم بد دور که زیباتر از این نتوان بود

بنده روی تو خواهم ز میان جان بود

دل من در هوس آن لب چون آب حیات

بس که در تیرگی زلف تو سرگردان بود

گفته بودند که روی تو به از خورشید است

چون بدیدیم به جان تو که صد چندان بود

حسن در عهد تو مشهور به همشهری ماست

پیش از این نسبت او گرچه به ترکستان بود

آب حیوان به زمان لب تو پیدا شد

تا به امروز گر از دیدۀ ما پنهان بود

خاک پای تو گروهی که به جان بخریدند

همه انصاف بدادند که نیک ارزان بود

عندلیب است در این باغ مگر جان همام

که مدامش هوس روی گل خندان بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵هوس عمر عزیزم ز برای تو بود
  2. شمارهٔ ۸۶زینهار ای دل گرت با عشق پیوندی بود
  3. شمارهٔ ۸۷بر سر کوی تو سرها می‌رود
  4. شمارهٔ ۸۸جان‌ها در آتشند که جانان همی‌رود
  5. شمارهٔ ۸۹عشق از صورت او آینه جان بنمود
  6. شمارهٔ ۹۰بوسه‌ای را گر به جان شاید خرید
  7. شمارهٔ ۹۱اگر نگار من از رخ نقاب بگشاید
  8. شمارهٔ ۹۲بهشت روی تو را پاک دیده‌ای باید
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.