پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

ز کوی دوست مرا ناگزیر خواهد بود

وگر گذر همه بر تیغ و تیر خواهد بود

از آب دیده من در میان منزل دوست

به هر طرف که روی آبگیر خواهد بود

ز بیم غیرت صاحب‌دلان در آن منزل

گمان مبر که کسی جای‌گیر خواهد بود

مباش منکر فریاد ما که مستان را

همیشه بر در خوبان نفیر خواهد بود

مدام تا که بود نوبهار و موسم گل

ز عندلیب چمن پر صفیر خواهد بود

تو را که بر سرگل زلف عنبرافشان است

چه احتیاج به مشک و عبیر خواهد بود

به عهد روی تو ما را شب چهاردهم

کجا فراغت بدر منیر خواهد بود

در آن زمان که ز جان یک نفس بود باقی

هنوز یاد توام در ضمیر خواهد بود

میان مجمع صاحب‌دلان حدیث همام

چو هست ذکر شما دل‌پذیر خواهد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳چشم بد دور که زیباتر از این نتوان بود
  2. شمارهٔ ۸۴آن را که حسن و شکل و شمایل چنین بود
  3. شمارهٔ ۸۵هوس عمر عزیزم ز برای تو بود
  4. شمارهٔ ۸۶زینهار ای دل گرت با عشق پیوندی بود
  5. شمارهٔ ۸۷بر سر کوی تو سرها می‌رود
  6. شمارهٔ ۸۸جان‌ها در آتشند که جانان همی‌رود
  7. شمارهٔ ۸۹عشق از صورت او آینه جان بنمود
  8. شمارهٔ ۹۰بوسه‌ای را گر به جان شاید خرید
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.