پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

اهل دل در هوس عشق تو سرگردانند

زاهدان شیوۀ این طایفه کمتر دانند

ذوق آموختنی نیست که آن وجدانی‌ست

عقلا جمله در این کار فرو می‌مانند

این چنین مست که ماییم ز خم‌خانه دوست

همه خواهند که باشند ولی نتوانند

بت‌پرستان رخت طایفه توحیدند

مست و دیوانه عشق تو خردمندانند

آفتابی تو و اصحاب ملاحت انجم

در حضورت همه از دیده ما پنهانند

هر یکی را سخنی در صفت منظوری‌ست

وصف روی تو که داند که همه حیرانند

مجلس افروز بهشت است جمال خوبان

نی چنان دان به حقیقت که بهشت ایشانند

هست صاحب‌نظران را هوسی با گل و سرو

کاندکی هردو به رخسار و قدت می‌مانند

گرمی از ذکر تو یابند نه از شعر همام

در سماعی که غزل‌های ورا می‌خوانند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲هر که او عاشق جمال بود
  2. شمارهٔ ۸۳چشم بد دور که زیباتر از این نتوان بود
  3. شمارهٔ ۸۴آن را که حسن و شکل و شمایل چنین بود
  4. شمارهٔ ۸۵هوس عمر عزیزم ز برای تو بود
  5. شمارهٔ ۸۶زینهار ای دل گرت با عشق پیوندی بود
  6. شمارهٔ ۸۷بر سر کوی تو سرها می‌رود
  7. شمارهٔ ۸۸جان‌ها در آتشند که جانان همی‌رود
  8. شمارهٔ ۸۹عشق از صورت او آینه جان بنمود
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.