پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

زلف ترک من صبا هردم مشوش می‌کند

تا دماغ عاشقان از بوی آن خوش می‌کند

با زمین مرده ابر نوبهاری کی کند

آنچه با من بوی زلف یار سرکش می‌کند

از لطافت ترک من گویی که هست آب حیات

خاصه آن ساعت که طبعش همچو آتش می‌کند

سبزه و آب و شراب و شاهد و رود و سرود

گر نباشد روی ترکم کار هر شش می‌کند

هر بهاری گل به دامن می‌کند زر پیشکش

تا خطابش ترک من ادنی وادش می‌کند

چون به مژگان خون عالم می‌تواند ریختن

از چه ترکم هر زمان آهنگ ترکش می‌کند

گر ز ترکی ریخت چشم ترک او خون همام

چون که صید لاغر است از ننگ ترکش می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰اهل دل در هوس عشق تو سرگردانند
  2. شمارهٔ ۸۱ز کوی دوست مرا ناگزیر خواهد بود
  3. شمارهٔ ۸۲هر که او عاشق جمال بود
  4. شمارهٔ ۸۳چشم بد دور که زیباتر از این نتوان بود
  5. شمارهٔ ۸۴آن را که حسن و شکل و شمایل چنین بود
  6. شمارهٔ ۸۵هوس عمر عزیزم ز برای تو بود
  7. شمارهٔ ۸۶زینهار ای دل گرت با عشق پیوندی بود
  8. شمارهٔ ۸۷بر سر کوی تو سرها می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.