پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

می‌روی وز پی تو پیر و جوان می‌نگرند

به تعجب همه در صورت جان می‌نگرند

هست رویت گل خندان و جهانی مشتاق

همچو بلبل به تو در نعره‌زنان می‌نگرند

غیرتم هست ولی منکر حق نتوان بود

به تفرج به گل و سرو روان می‌نگرند

گر یکی را ز نظر منع کنم می‌گوید

که تو هم می‌نگری گر دگران می‌نگرند

نتوان چشم کسی بست که در وی منگر

رایگان است نظر جمله جهان می‌نگرند

کس نداند که پری یا ملکی یا مردم

در تو حیران شده خلقی به گمان می‌نگرند

عالمی منکر سودای همامند ولی

زیر چشمت همه در چشم و دهان می‌نگرند

زاهدان نیز چو رندان همه شاهدبازند

فرق آن است که ایشان ز نهان می‌نگرند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹آنچه باید همه داری و نداری مانند
  2. شمارهٔ ۸۰اهل دل در هوس عشق تو سرگردانند
  3. شمارهٔ ۸۱ز کوی دوست مرا ناگزیر خواهد بود
  4. شمارهٔ ۸۲هر که او عاشق جمال بود
  5. شمارهٔ ۸۳چشم بد دور که زیباتر از این نتوان بود
  6. شمارهٔ ۸۴آن را که حسن و شکل و شمایل چنین بود
  7. شمارهٔ ۸۵هوس عمر عزیزم ز برای تو بود
  8. شمارهٔ ۸۶زینهار ای دل گرت با عشق پیوندی بود
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.