پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵

به کوی دوست که وهم و خیال ره نبرند

مجال کی بود آنجا که عاشقان گذرند

ندیده دیدۀ کس حسن بی‌نهایت او

ز فرق تا به قدم گر چه عارفان نظرند

چو هست آینه روی دوست حسن صور

برای عکس در آیینه‌ها همی‌نگرند

خیال بین که ز جانان وصال می‌جویند

خبر دهید به یاران که جمله بی‌خبرند

اگر شمال و صبا را روانه گردانم

به آن دیار ره دور او به سر نبرند

بخوان همام دو بیت از حدیث خوش نفسی

که عاشقان سخنش را حیات جان شمرند

گروه عشق کز اثبات محو در سفرند

به شهر نام و نشان می‌رسند می‌گذرند

چو مرغ و ماهی کاندر هوا و آب روند

نشان پی نگذارند از آن که بی‌اثرند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷می‌روی وز پی تو پیر و جوان می‌نگرند
  2. شمارهٔ ۷۸زلف ترک من صبا هردم مشوش می‌کند
  3. شمارهٔ ۷۹آنچه باید همه داری و نداری مانند
  4. شمارهٔ ۸۰اهل دل در هوس عشق تو سرگردانند
  5. شمارهٔ ۸۱ز کوی دوست مرا ناگزیر خواهد بود
  6. شمارهٔ ۸۲هر که او عاشق جمال بود
  7. شمارهٔ ۸۳چشم بد دور که زیباتر از این نتوان بود
  8. شمارهٔ ۸۴آن را که حسن و شکل و شمایل چنین بود
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.