پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

عاقلان از غافلان اسرار خود پوشیده‌اند

آب حیوان در میان تیرگی نوشیده‌اند

رنگ حرص وشهوت از آیینه دل برده‌اند

تا در آن آیینه عکس روی دلبر دیده‌اند

جان خود در زلف کافرکیش جانان بسته‌اند

کافری بگزیده وز اسلام بر گردیده‌اند

در خرابات محبت جان گروگان کرده‌اند

تا ز معشوق سقیهم یک قدح بخریده‌اند

با وصال خوب روی خویش در پیوسته‌اند

ز آفرینش فارغ از کون و مکان ببریده‌اند

تا نبیند چشم ایشان روی هر نامحرمی

خویش را چون گنج در ویرانه‌ها پوشیده‌اند

با گدایی کرده نسبت خویشتن را چون کلیم

رفته در زیر گلیمی سلطنت ورزیده‌اند

رسته‌اند از عالم صورت‌پرستی روز و شب

چون همام اندر ره معنی به جان کوشیده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱زاهدان با شاهدان همخانه‌اند
  2. شمارهٔ ۷۲نظرها محرم رویت نبودند
  3. شمارهٔ ۷۳بنامیزد چنانت آفریدند
  4. شمارهٔ ۷۴این مقبلان که باخبر از روز محشرند
  5. شمارهٔ ۷۵به کوی دوست که وهم و خیال ره نبرند
  6. شمارهٔ ۷۶قومی که ره به منزل خوبان همی‌برند
  7. شمارهٔ ۷۷می‌روی وز پی تو پیر و جوان می‌نگرند
  8. شمارهٔ ۷۸زلف ترک من صبا هردم مشوش می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.