پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

نیِ بی‌نوا ز شکّر به نوا شکرفشان شد

چه خوش است نغمه او را که حیات جاودان شد

منگر در آن که دارد تن نازکش جراحت

بنگر که تا چه راحت ز وجود او روان شد

تن پر ز نیش دارد چو درون ریش دارد

غم و درد بیش دارد نفسش حیات از آن شد

دل و جان چو نیست نی را عجب است این که دارد

خبری ز حال دل‌ها که انیس عاشقان شد

به سخن دهن گشاده نه که سر به باد داده

چو سر و زبان ندارد ز چه صاحب بیان شد

نفسش مسیح مریم که حیات بخشد از دم

به سخن گرفته عالم چو همام مهربان شد

چو شنید مرغ جانم ز نوای نی صفیری

ز دیار تن زمانی به جوار آشیان شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵برو ای زاهد مغرور و مده ما را پند
  2. شمارهٔ ۶۶میان ما و شما بود پیش از آن پیوند
  3. شمارهٔ ۶۷سر تا قدم به آب حیاتت سرشته‌اند
  4. شمارهٔ ۶۸ماه‌رویان زلف مشکین را پریشان کرده‌اند
  5. شمارهٔ ۶۹عاقلان از غافلان اسرار خود پوشیده‌اند
  6. شمارهٔ ۷۰گرچه سیاحان جهان گردیده‌اند
  7. شمارهٔ ۷۱زاهدان با شاهدان همخانه‌اند
  8. شمارهٔ ۷۲نظرها محرم رویت نبودند
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.