پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

برو ای زاهد مغرور و مده ما را پند

عاشقان را به خدا بخش ملامت تا چند

من دیوانه ز زنجیر نمی‌اندیشم

که کشیده‌ست مرا زلف مسلسل در بند

خسروان از پی نخجیر دوانند ولی

صید خوبان به دل خویش درآید به کمند

نه چنان واله آن صورت و بالا شده‌ام

که مرا با دگری مهر بود یا پیوند

گل رویت مگر از باغ بهشت آوردند

که به گلزار گلی نیست به رویت مانند

گر بود پرورش نیشکر از آب حیات

هم نسازند از آن چون لب شیرین تو قند

کردم اندیشه بدین حسن و لطافت که تویی

دگر از مادر ایتام نزاید فرزند

از تو نشکیبم و آرام نگیرم نفسی

عاشق آن است که از دوست نباشد خرسند

می‌دمد بوی خوشت هر نفس از شعر همام

لاجرم ولوله‌ای در همه آفاق افکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷سر تا قدم به آب حیاتت سرشته‌اند
  2. شمارهٔ ۶۸ماه‌رویان زلف مشکین را پریشان کرده‌اند
  3. شمارهٔ ۶۹عاقلان از غافلان اسرار خود پوشیده‌اند
  4. شمارهٔ ۷۰گرچه سیاحان جهان گردیده‌اند
  5. شمارهٔ ۷۱زاهدان با شاهدان همخانه‌اند
  6. شمارهٔ ۷۲نظرها محرم رویت نبودند
  7. شمارهٔ ۷۳بنامیزد چنانت آفریدند
  8. شمارهٔ ۷۴این مقبلان که باخبر از روز محشرند
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.