فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ چون سحر از بوی گل گشت معطر هوا
- شمارهٔ ۲ با آن که برشکستی چون زلف خویش ما را
- شمارهٔ ۳ ما به دست یار دادیم اختیار خویش را
- شمارهٔ ۴ ساقی همان به کامشبی در گردش آری جام را
- شمارهٔ ۵ داشتم روزی نگاری یاد میآید مرا
- شمارهٔ ۶ روی ترکم بین مکن نسبت به خوبی ماه را
- شمارهٔ ۷ مکن ای دوست ملامت من سودایی را
- شمارهٔ ۸ بشنو حدیث یار ما از ما نه از اغیار ما
- شمارهٔ ۹ چشم مستش دوش میدیدم به خواب
- شمارهٔ ۱۰ منتظر باشند شبها عاشقان ناکرده خواب
- شمارهٔ ۱۱ چون لبت از مصر کی خیزد نبات
- شمارهٔ ۱۲ بدیدم چشم مستت رفتم از دست
- شمارهٔ ۱۳ ترکم زمی مغانه سرمست
- شمارهٔ ۱۴ سری دارم ز سودای تو سرمست
- شمارهٔ ۱۵ نه باغ بود و نه انگور و می، نه بادهپرست
- شمارهٔ ۱۶ بوی خوشت همره باد صباست
- شمارهٔ ۱۷ در پی آن میدوید دل که نگاری کجاست
- شمارهٔ ۱۸ کرد طلوع آفتاب خیز برون بر چراغ
- شمارهٔ ۱۹ حسنت چو اشتیاق دلم بینهایت است
- شمارهٔ ۲۰ حسنی که هست روی تو را بینهایت است
- شمارهٔ ۲۱ خانه امروز بهشت است که رضوان اینجاست
- شمارهٔ ۲۲ این ز آب وخاک نیست که جانی مصور است
- شمارهٔ ۲۳ اینک آن روی مبارک که سزای نظر است
- شمارهٔ ۲۴ بجز از صورت آراسته چیزی دگر است
- شمارهٔ ۲۵ حسن تو را ممالک دلها مسخر است
- شمارهٔ ۲۶ رویت به هر انجمن دریغ است
- شمارهٔ ۲۷ بار دل بر تن نهادن کار ارباب دل است
- شمارهٔ ۲۸ مشتاب ساربان که مرا پای در گل است
- شمارهٔ ۲۹ یار ما محملنشین و ساربان مستعجل است
- شمارهٔ ۳۰ تو سلطانی و خورشیدت غلام است
- شمارهٔ ۳۱ به شب ماهی میان کاروان است
- شمارهٔ ۳۲ در شهر بگویید چه فریاد و فغان است
- شمارهٔ ۳۳ وداع چون تو نگاری نه کار آسان است
- شمارهٔ ۳۴ یاری که رخش قبله صاحبنظران است
- شمارهٔ ۳۵ چشم مستانه تو آفت هشیاران است
- شمارهٔ ۳۶ شب دراز که مانند زلف یار من است
- شمارهٔ ۳۷ مرا دماغ ز بویت هنوز مشکین است
- شمارهٔ ۳۸ دوستی دامنت آسان نتوان داد ز دست
- شمارهٔ ۳۹ بیا بیا که ز هجر آمدم به جان ای دوست
- شمارهٔ ۴۰ مرا تویی ز جهان آرزوی جان ای دوست
- شمارهٔ ۴۱ تورا چیزی ورای حسن و آن هست
- شمارهٔ ۴۲ ز جانان مهر و از ما جانفشانیست
- شمارهٔ ۴۳ از سوز دل مات همانا خبری نیست
- شمارهٔ ۴۴ فتنه از بالای تو بالا گرفت
- شمارهٔ ۴۵ خرامان میرود آن سرو قامت
- شمارهٔ ۴۶ فراق آن قد و قامت قیامت است قیامت
- شمارهٔ ۴۷ بی آفتاب رویت روزم بود چو مویت
- شمارهٔ ۴۸ چون کرد دیگر آن بت چابک سوار کوچ
- شمارهٔ ۴۹ از وقت صبح هست دلم را صفای صبح
- شمارهٔ ۵۰ یاد باد آن راحت جان یاد باد
- شمارهٔ ۵۱ دلم شکست بدان زلفهای پرشکنش
- شمارهٔ ۵۲ هر کاو سر تو دارد پروای سر ندارد
- شمارهٔ ۵۳ مگر سنگین دل است و جان ندارد
- شمارهٔ ۵۴ سلطان جان ز عالم علوی نگاه کرد
- شمارهٔ ۵۵ روی زیبا چون تماشا را به گلزار آورد
- شمارهٔ ۵۶ جان را به جای جانی جای تو کس نگیرد
- شمارهٔ ۵۷ رندی و برناپیشهای میر مغان را میرسد
- شمارهٔ ۵۸ دردمندان را ز بوی دوست درمان میرسد
- شمارهٔ ۵۹ جان را به جای زلفت جای دگر نباشد
- شمارهٔ ۶۰ چو رخسارت گل رنگین نباشد
متن اشعار به نقل از گنجور.