پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

مگر سنگین دل است و جان ندارد

هر آن کس کاو چو تو جانان ندارد

مبادا زنده در عالم دلی کاو

به زلف کافرت ایمان ندارد

مسلمانان مرا دردی‌ست در دل

که جز دیدار او درمان ندارد

گل ارچه شاهد و رعناست لیکن

به پیش روی خوبت آن ندارد

چه نسبت می‌کنم گل را به رویت

که گل جز هفته‌ای دوران ندارد

گلستان و گلت در پای میراد

که تو جان داری و گل جان ندارد

برو ای باد و با زلفش بگو تا

مرا زین بیش سرگردان ندارد

همام خسته را چندین مرنجان

گنه دل کرد وی تاوان ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵روی زیبا چون تماشا را به گلزار آورد
  2. شمارهٔ ۵۶جان را به جای جانی جای تو کس نگیرد
  3. شمارهٔ ۵۷رندی و برناپیشه‌ای میر مغان را می‌رسد
  4. شمارهٔ ۵۸دردمندان را ز بوی دوست درمان می‌رسد
  5. شمارهٔ ۵۹جان را به جای زلفت جای دگر نباشد
  6. شمارهٔ ۶۰چو رخسارت گل رنگین نباشد
  7. شمارهٔ ۶۱اگر بختم دهد باری که یارم همنشین باشد
  8. شمارهٔ ۶۲دوست آن دارد و آن است که جان می‌بخشد
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.