پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

رندی و برناپیشه‌ای میر مغان را می‌رسد

از تن نیاید ھیچ کار این شیوه جان را می رسد

در بی‌نوایی عاشقی رندان خوشدل را رسد

با فقر دایم تازگی سرو جوان را می‌رسد

در عشق جانان یافت جان از گوهر معنی نشان

بخشیده خورشید دان لعلی که کان را می‌رسد

از عشق در صاحب نظر بینم نه در خامان اثر

دل دارد از معنی خبر دعوی زبان را می‌رسد

خورشید را گو دم مزن بنشین به جای خویشتن

در ملک جانان سلطنت جان جهان را می‌رسد

وقت سحر اوصاف گل از لهجه بلبل شنو

کافسانۀ شیرین لبان شیرین زبان را می‌رسد

دایم حدیث دلبران گوید همام مهربان

کاین گفت و گوی شاهدان شیرین لبان را می‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹جان را به جای زلفت جای دگر نباشد
  2. شمارهٔ ۶۰چو رخسارت گل رنگین نباشد
  3. شمارهٔ ۶۱اگر بختم دهد باری که یارم همنشین باشد
  4. شمارهٔ ۶۲دوست آن دارد و آن است که جان می‌بخشد
  5. شمارهٔ ۶۳نیِ بی‌نوا ز شکّر به نوا شکرفشان شد
  6. شمارهٔ ۶۴نباتت بر لب شکّر برآمد
  7. شمارهٔ ۶۵برو ای زاهد مغرور و مده ما را پند
  8. شمارهٔ ۶۶میان ما و شما بود پیش از آن پیوند
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.