پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

جان را به جای جانی جای تو کس نگیرد

مهر تو زنده ماند روزی که تن بمیرد

هر درد را علاجی بنوشته‌اند یارا

دردی که هست ما را درمان نمی‌پذیرد

ای دوستان ملامت کمتر کنید ما را

با خستگان هجران افسانه درنگیرد

پروانه چون بسوزد آخر خلاص یابد

بیچاره آن که دایم می‌سوزد و نمیرد

گفتم مگر صبوری کار همام باشد

دل را به هیچ وجهی زان رخ نمی‌گزیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸دردمندان را ز بوی دوست درمان می‌رسد
  2. شمارهٔ ۵۹جان را به جای زلفت جای دگر نباشد
  3. شمارهٔ ۶۰چو رخسارت گل رنگین نباشد
  4. شمارهٔ ۶۱اگر بختم دهد باری که یارم همنشین باشد
  5. شمارهٔ ۶۲دوست آن دارد و آن است که جان می‌بخشد
  6. شمارهٔ ۶۳نیِ بی‌نوا ز شکّر به نوا شکرفشان شد
  7. شمارهٔ ۶۴نباتت بر لب شکّر برآمد
  8. شمارهٔ ۶۵برو ای زاهد مغرور و مده ما را پند
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.