پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

روی زیبا چون تماشا را به گلزار آورد

شاخ گل را شرم بادا گر گلی بار آورد

گر صبا از زلف او بویی به سوی چین برد

مشک را در نافهٔ آهو به زنهار آورد

کار، بوی زلف او دارد که هنگام صبوح

عاشقان را بی سماع و باده در کار آورد

گر بیفشاند سر زلف پریشان صبحگاه

باد پیش عاشقان عنبر به خروار آورد

ور نگارد صورتش نقاش در بتخانه‌ای

هربتی نزدیک رویش سجده صد بار آورد

سوی زلفش می‌فرستادم صبا را تا مگر

پیش ما پیغامی از دل‌های افگار آورد

نی خیال است این صبا گر بگذرد بر زلف او

حلقه زلفش صبا را هم گرفتار آورد

چشم مستش تا کند بنیاد عقل و دین خراب

زاهدان را مست و لا یعقل به بازار آورد

گر همام از چشم مستش بی‌خبر گردد رواست

چشم مستش بیخودی در عقل هشیار آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷رندی و برناپیشه‌ای میر مغان را می‌رسد
  2. شمارهٔ ۵۸دردمندان را ز بوی دوست درمان می‌رسد
  3. شمارهٔ ۵۹جان را به جای زلفت جای دگر نباشد
  4. شمارهٔ ۶۰چو رخسارت گل رنگین نباشد
  5. شمارهٔ ۶۱اگر بختم دهد باری که یارم همنشین باشد
  6. شمارهٔ ۶۲دوست آن دارد و آن است که جان می‌بخشد
  7. شمارهٔ ۶۳نیِ بی‌نوا ز شکّر به نوا شکرفشان شد
  8. شمارهٔ ۶۴نباتت بر لب شکّر برآمد
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.