پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

سلطان جان ز عالم علوی نگاه کرد

بهر شکار روی بدین دامگاه کرد

آمد به بند چار طبایع اسیر گشت

بر خویش عیش عالم علوی تباه کرد

چون مدتی به منزل سفلی بیارمید

رخ را ز دود گلخن دنیا سیاه کرد

پس نفس تیره شکل ز روی مناسبت

پیوند جان گزید چو در وی نگاه کرد

با جان چو نفس یافت مجال برادری

چون یوسفش به مکر گرفتار چاه کرد

توفیق در رسید ز چاهش خلاص داد

بازش به مصر عالم جان پادشاه کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶جان را به جای جانی جای تو کس نگیرد
  2. شمارهٔ ۵۷رندی و برناپیشه‌ای میر مغان را می‌رسد
  3. شمارهٔ ۵۸دردمندان را ز بوی دوست درمان می‌رسد
  4. شمارهٔ ۵۹جان را به جای زلفت جای دگر نباشد
  5. شمارهٔ ۶۰چو رخسارت گل رنگین نباشد
  6. شمارهٔ ۶۱اگر بختم دهد باری که یارم همنشین باشد
  7. شمارهٔ ۶۲دوست آن دارد و آن است که جان می‌بخشد
  8. شمارهٔ ۶۳نیِ بی‌نوا ز شکّر به نوا شکرفشان شد
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.